سلام شایدم برا همیشه خداحافظ
اره میخوام برم برا همیشه نمیدونم چم شده دیگه حوصله ی هیچ کاری ندارم خیلی ناراحتم که دارم میرم اما ......
از همتون ممنونم که اومدین وبم و شرمنده ی کسانی که اومدن و من بهشون سر نزدم بهترین اوقات و باهانون داشتم دلم نمیاد بگم برا همیشه خداحافظ سعی میکنم بهتون سر بزنم
خوب دیگه خوبی بدی هر چی دیدین حلال کنین
(کسی و برا این اپم خبر نمیکنم هر بامعرفتی بیاد میبینه )
باااااااااااای
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 17:28  توسط GHAZAL
|
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 19:19  توسط GHAZAL
|
سلام سلام
ببخشید اگه دیر آپ کردم آخه کار داشتم داشتم مسافرت خوش میگذروندم
بهدشم که بالاخره بعد ۲۵ روز اومدم خووووووووووووووونه کولی کار داشتم اخ که چقدر دلم برا دوستااااااااااااام تنگیده بوود 
راستی ۳ دوست خل من (آنا تینا ملیکا ) ار سوغاتی خبری نیست بگم دلتونو صابون نزنین 
راستی بریم سره آپ قشنگ امروز 
يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: ميتونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقدهايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت ميرفتم!

خیلیییییییییییییی باحال بود نه ؟ راستی نظر یادتوون نره هااااا 
از نظرای فوق العاده ی دفعه ی پیشم ممنون
بازم بترکونین مررررررررررررررررررررررررررسی منتظرم بذارین خستگی سفر یادم بره 
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 9:34  توسط GHAZAL
|
سلام
پست و میخواستم حذف کنم دلم نیومد به خاطره نظراش عوض میکنم
جغرافياى آقایان
از 18 تا 50 سال مثل ايران :
راهنما و حلال مشکلات دنيا ولي در كار خود مانده .
در سن 50 تا 65 سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال يافته شوروی سابق:
با یک گذشته ی درخشان.
بعد از 65 سالگى، شبيه عربستان هستند:
همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام مي گذارند.
|
خانهاي داشته باشم پر دوست،
کنج هر ديوارش
دوستهايم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو...؛
هر کسي ميخواهد
وارد خانه پر عشق و صفايم گردد
يک سبد بوي گل سرخ
به من هديه کند.
شرط وارد گشتن
شست و شوي دلهاست
شرط آن داشتن
يک دل بي رنگ و رياست...
بر درش برگ گلي ميکوبم
روي آن با قلم سبز بهار
مينويسم اي يار
خانهي ما اينجاست
تا که سهراب نپرسد ديگر
" خانه دوست کجاست؟ "
(( فريدون مشيري ))
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 19:36  توسط GHAZAL
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 22:57  توسط GHAZAL
|
سلام به به غزل جون آپید
خوبید خوشید من که از خوشحالی در پوست خود نمیگنجم آخه این مدرسه کوفتی تموم شد
امتحان icdl رو دادم و قبول شدم
و ۲ روز دیگه میریم مسافرت و صفا سیتی
دیگه بهتر از این ؟؟؟؟؟؟؟
راستی بعضی ها کنجکاو شده بودن که چرا من بعضی از لینکارو ***** این طوری کردم میگم خدمتتون ما ۵تا دوست خلیم که وب زدیم و هممونم اخر وبمون girl داره
یدونه هم هست که هممون باهم درست کردیم راجب مدرسمون دیگه همین دیگه
من میخوام برم مسافرت اما سعی میکنم بهتون سر بزنم هرکی یاد ما باشه و دوست باوفایی باشه کلی از خجالتش در میامو جایزه داره
ببینم کیا میاناااااا آفرین ! منو تنها نذارینا 
حالا یه اپ خوشمل میذارم
يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيهها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو ميخوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!
منتظرم بدو بدو 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 14:47  توسط GHAZAL
|
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 16:59  توسط GHAZAL
|
سیلووووووووووم
چطورین ؟ چه خبرااااااا؟ چی کارا میکنین؟
راستی از وحید و فرهاد یه تشکر جانانه برای فیلتر شکنشون بکونم
مرسی دستوتون درد نکته
جایزه هم بیان بگین چی میخواین 
از وقتی این بلاگفا بخش نظرش باز شده خیلی از نظرهای منو تو نشون نمیده یعنی اگر صفحه ی نظرارئ باز کنید ۶۰ تا نظر میبینید اما اون پایین نوشته مثلا ۳۸ نظر (محبت از طرف دوست جونام ) چرا؟؟؟ من نظرامو میخوام
کسی میدونه چرا اینطوریه ؟ درست میشه ؟
ترو خدا بگیناااااااااا اعصابم خورد شده 
در ضمن هر کی منو به اسمه My world لینک کرده عوض کنه playfulgirl بکنه مرسی بعضی از دوستان فک کردن ادرسم عوض شده !!! نه با این ادرس فقط اسمش
فارسی ۱ هم که قطع شد !!!!! ای بابا ما که دیگه تو فرکانس رد و بدل کردن حرفه ای شدیم هر کی خواست بگه 
راستی نظرام که فعلا رفته هر کی نظر زیاد بده نظرای رفتمو جبران کنه منم جبران میکنم 
ببینم چی کار میکنید فعلا بای 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 21:35  توسط GHAZAL
|
سلام
اه من خسته شدم هر جا میری فیلتره این چه وضع ای یعنی چی ؟؟؟؟؟؟

سایت ها و وبلاگ ها گوگل بینگ قسمت عکسش پیچک بعد بلاگفا حالا هم سایتایی که به وبلاگ ها سرویس میده 
هر کی یه فیلتر شکن خوب بهم معرفی کنه جایزه میگیره البته دانلودش سخت نباشه هااا خوب باشه
متنو عوض میکنم . هویجوری 
من تورا دوست ندارم
نه دوستت ندارم
اما هنگامی که نیستی غمگینم
و به اسمان آبی بالای سرت و ستارگانی که تورا میبینند رشک میبرم
تورا دوست ندارم
اما نمیدانم چرا
انچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند
تورا دوست ندارم
اما هنگامی که نیستی
از هر صدایی بیزارم
حتی اگر صدای کسانی باشد که دوستشان دارم
زیرا صدای ان ها طنین اهنگ صدایت را در گوشم میشکنند
دوست ندارم تورا آه میدانم که دوستت ندارم
اما افسوس که دیگران دله ساده ام را کمتر باور دارند
و چه بسا به هنگام گذر میبینم که بر من میخندند
زیرا اشکارا میبینند که نگاهم به دنبال توست 
بدو بدونظر بده
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 14:30  توسط GHAZAL
|
سلام 
ببخشید کفتم آپم بعد مطلبمو پاک کردم اخه دوست نداشتم بقیه ناراحت بشن متنم واقعا غمگین بود فقط میخواستم بکم به یکی خداحافظ الانم برا تلافی یه آپه خوب میذارم 
روزی مرد سنگتراش که شغل خود را ناچیز و حقیر میدانست،از کنار منزل ثروتمندترین تاجر شهر میگذشت.نگاهی به زندگی آن مرد کرد و گفت:"ای کاش من هم بازرگانی ثروتمند بودم"بلافاصله آرزوی آن مرد سنگتراش برآورده واو ثروتمندترین تاجر شهر شد.تا چند ماه خود راقویترین انسان میدانست،تا یک روز حاکم شهر سربازانش را فرستاده و مقدار زیادی پول به عنوان خراج از او گرفت.سنگتراش با خود گفت:"قدرتمند واقعی اوست،ای کاش حاکم بودم."ثانیه ای بعد او حاکم سراسر کشور بود و همه مردم به او احترام میگذاشتند.مدتی خود را قویترین میدانست،تا یک روز که وسط ظهر سوار بر تخت روان بود و نور خورشید چشمش را میزد و نمیتوانست مانع تابش آن شود،گفت:"خورشید قویترین است که حتی میتواند حاکم را نیز درمانده و مستاصل میکند،ای کاش خورشید بودم"این آرزوی سنگتراش فورا برآورده شد،اما وقتی دید یک تکه ابر میتواند جلوی خورشید را بگیرد،آرزویی دیگر کرد و تبدیل به ابر شد.ساعتی بعد که دید دارد آب میشود،آرزو کرد موجی سهمگین شود که باز هم آرزویش برآورده شد و به هر کجا دوست داشت میرفت،تا اینکه با صخره ای محکم برخورد کرد و متلاشی شد،با خود گفت:صخره از همه چیز و همه کس قویتر است"بلافاصله نیز تبدیل به صخره شد و کاملا خوشحال شد و ...که ناگهان ضربه ای به او وارد شد و دردش گرفت،به پایین که نگاه کرد تازه فهمید"قویترین"کیست.چند دقیقه بعد صخره توسط یک سنگتراش شکسته و خرد شد
به چیزی که هستی قانع باش 
نظر فراموش نشه 
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 10:59  توسط GHAZAL
|
اگر بخواهم صادق باشم
ديگر
به دنبال کسي که درکم بکند نيستم !
من از ابتداي کودکي روروَکم را شکستم
تا روي پا هاي خودم بايستم !!!

راستی دوستای بی معرفت حذف میشن ۵ نفر حذف شدن
البته منظورم دوست جوونام نبودن بی معرفتا منظورم بوووود
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 20:22  توسط GHAZAL
|
سلام به دوست جونام که رفاقت شونو ثابت کردن مرسی واقعا خوش حالم کردین حالا میخوام یه پست بذارم که بدونم در مورده من چی فک میکنید منتظر نظرای گرم شما هستم 

ابر: رئیسِِِ - لجباز - مغرور
باران: پاک - مهربون
برف: خسته کننده
خورشید: آرامش بخش - صبور - دانا
طوفان: شیطون - عجول
تگرگ: بداخلاق - بد زبون
خاک: شیرین زبون - متین
گل: جذاب - هوس انگیز
مه: مرموز - مشکوک - حیله گر
نسیم: دوست داشتنی - بیقرار
غبار: غیر قابل پیش بینی
مزسی بدو بدو نظر بده

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 7:19  توسط GHAZAL
|